سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
513
تاريخ ايران ( فارسى )
از آن شهر تيگرانوسرتا « 1 » را از دست داده مجبور بعقبنشينى و فرار گرديد . دولت روم ارمنستان را بيكى از شاهزادگان كاپادوكيه موسوم به تيگران بخشيده و نقاط جزء آن را به پادشاهان مجاور كه در اين جنگ با سپاهيان روم همراهى كرده بودند عوض داد . چون بلاش گرفتار و دستش بسته بود تا اين هنگام جنگى بين روم و پارت اتفاق نيفتاد ولى او اكنون كه فرصتى بدست آورده است اعلام نمود كه مجهز شده دعاوى پارتيها را صورت عمل بدهد ، بالاخره در مزوپوتاميا ( بين النهرين ) با حريف وارد پيكار گرديد ، ولى باز مايل به بستن قرارداد گرديد و بالاخره موافقت حاصل شد كه سپاهيان پارت و روم هردو ارمنستان را تخليه كنند تا با دربار روم داخل مذاكره شده قراردادى در باب ارمنستان بدهد ولى سفرا و نمايندگان پارت بدون اخذ نتيجهء قطعى مراجعت كردند . در اين ميانه قيصر يكى از افسران مورد علاقهء خود را كه لوسيوس پتوس « 2 » نام داشت به شرق براى همكارى با كربولو روانه نمود و او وارد گرديد . اين سردار معتقد بود كه بايستى سياست دفعالوقت و كندى را كنار گذاشته و با حرارت و جديت بيشترى جنگ كرد و ارمنستان را با شمشير جزء قلمرو روم قرار داد . در فصل پائيز كه مدت متاركهء جنگ تمام شد كربولو از فرات در مقابل نيروى بيشمار پارت عبور نموده در نزديك ساحل چپ رود موقع محكمى گرفته و حكم داد روميان خندقهائى دور اردوى خودشان كندند . پتوس از سمت كاپادوكيه به ارمنستان تاخته و آنجا را بدون هيچ ضديت و مقاومتى غارت نمود . او به همين اكتفا كرده جنگ را تمامشده پنداشت ، از اينرو در موسم پائيز بمقر زمستانى عقب كشيده دو لژيون خود را به محلى بين تاروس و فرات فرستاده و يك لژيون ديگر را در پنت گذاشت و بعضى افسران و افراد قشون را نيز رخصت انصراف داد . بلاش موقع را غنيمت دانسته غفلة باردوى روم حمله برد . از خوشبختى او پتوس نه فقط استعداد براى مقابلى نداشت بلكه كمدل و بىجرئت هم بود . اين مرد عوض اينكه انتظار ورود كربولو را بكشد كه با نيروى خود به امداد وى ميشتافت دست و پاى خود را گم كرده بقبول مواد پيشنهادى دشمن تن
--> ( 1 ) - Tigranocerta . ( 2 ) - Lucius Paetus .